السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

440

تفسير الميزان ( فارسي )

مىكند ) كه توضيح دلالت يك يك آنها خواهد آمد . و منظور در اينجا تنها اشاره اجمالى و بان مقدارى است كه بحث ما تمام شود ، و آن اين است كه اخبارى كه مىگويد : موجودات طبيعى نامبرده از بهشت نازل شده ، و يا از جهنم آمده ، در صورتى كه ارتباطى با مسئله سعادت و شقاوت انسانها داشته باشد ، مىشود معناى صحيحى برايش تصور كرد ، چون در اين صورت با اصول قرآنى كه تا حدى مسلم است ، منطبق مىشود ، هر چند كه اين توجيه باعث نشود كه بگوئيم هر يك از آن روايات صحيح هم هست ، و مىتوان بدان اعتماد كرد ، « دقت فرمائيد » . در اين مسئله بعضىها به كلى منكر روايات نامبرده شده‌اند ، و چنين استدلال كرده‌اند : كه از ظاهر آيه : * ( ( وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْماعِيلُ ) ) * الخ بر مىآيد كه اين دو بزرگوار خانه كعبه را بنا كرده‌اند ، و براى عبادت كردن خدا در سرزمين و ثنيت و بتپرستى بنا كرده‌اند ، و اينكه پاره اى داستانسرا ، و به پيروى آنان جمعى از مفسرين ، حرفهاى ديگرى كه قرآن از آن سكوت كرده اضافه كرده‌اند . حرفهايى است زيادى ، كه نبايد بدان اعتناء ورزيد . هر چند كه در اين روايات خود تراشيده ، تفنن كرده يك بار خانه خدا را قديم دانسته ، يك بار از زيارت حج آدم سخن گفته‌اند ، بارى ديگرى از آسمان رفتن آن در زمان طوفان خبر داده ، و نيز گفته‌اند حجر الاسود سنگى از سنگهاى بهشت بوده است . و اين آرايشها كه داستانسرايان از يك داستان اسطوره اى خود بعنوان داستانى دينى كرده‌اند ، هر چند كه در دل ساده لوحان اثر خود را كرده ، و ليكن مردم خردمند و صاحب نظران از اهل علم ، هرگز غفلت ندارند ، از اينكه شرافتى كه خدا ببعضى موجودات نسبت به بعضى ديگر داده ، شرافت معنوى است ، پس شرافت خانه كعبه بخاطر انتسابى است كه به خدا دارد و شرافت حجر الاسود بخاطر اين است كه بندگان خدا بدان دست مىكشند ، و در حقيقت بمنزله دست خداى سبحان است ، و گر نه صرف ياقوت و يا در و يا چيز ديگر بودن در خانه در اصل ، باعث شرافتى آن نمىشود چون شرافت در و ياقوت حقيقى نيست . در ناحيه خدا يعنى در بازار حقائق چه فرقى بين سنگ سياه ، و سفيد هست ، پس شرافت خانه تنها بخاطر اين است كه خدا نام خود را بر آن نهاده ، و آن را محل انواع عبادتها قرار داده ، عبادتهايى كه در جاى ديگر عملى نمىشود ، و تفصيلش گذشت ، نه بخاطر اينكه سنگهاى آن بر ساير سنگها برترى دارد ، و يا محل ساختمان آن از ساير زمينها امتياز دارد ، و يا بناى آن از آسمان و از عالم نور آمده است . و اين مطلب تنها مربوط به خانه كعبه نيست ، بلكه شرافتى هم كه انبياء بر ساير افراد بشر